جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
11:07 - 1395/07/19

قصه نامکرّر

گریه بر مظلوم باید فریاد بر ظالم باشد/ ویژگی های هیئت های حسینی

گریه بر حسین (ع) زمانی ارزش دارد که از دل آن حماسه بروید؛ حماسه ای که ظلم و ستم را از بین ببرد و عزت از دست رفته مسلمین را به آنان باز گرداند. روح خدا به ما آموخت که عاشورا فراتر از زمان است و هرجا که غوغای ظلم و فریاد مظلومی بپاست همانجا کربلاست

ندای اصفهان- حجت الاسلام مهران آدرویش

در قسمت قبل (اینجا) از انسان حماسی گفتیم؛ اینکه چگونه سکون را نمی پسندد، می شورد و می شوراند. در اینجا نیز منبرهایی کوتاه از عقلانیت، سیاست، عشق، عرفان و عبرت های واقعه عظیم عاشورا را صحبت خواهیم کرد.

***

کربلا بسیار عابدانه، عاشقانه، اخلاقی و در عین حال سیاسی است. اصولا اگر هیأت، منبری و مداح نتوانند ما را به سوی تغییر سوق دهند آن هیأت حسینی نیست؛ تغییر وضع موجود به وضع مطلوب؛ به سوی معرفت، عدالت، محبت و عبودیت بیشتر در همه زمینه های اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و…

و اگر دین و عاشورا ابعاد سیاسی خودش را از دست بدهد ناکارآمد خواهد شد؛ چه اینکه نقش سیاست و سیاسیون و حکومت در عدالت و عبودیت و معرفت و محبت خیلی بیش از آن است که بخواهیم نادیده اش انگاریم کما اینکه مشهور است «الناس علی دین مُلوکهم» (کشف الغمه، ج ۲، ص ۲۱).

دین منهای سیاست، دین خودساخته ای است که عزت دینداران را نمی تواند تضمین کند، بلکه افیون توده هاست و نه تنها پیام ظلم ستیزی سر نمی دهد که ظلم پذیری انسانها را نیز مشروعیت می بخشد. دین منهای سیاست دین سکوت است و آن قدری که مستکبران از سکوت مسلمانانی که دین را از سیاست جدا نموده اند (در جهت منافع خود بهره می برند) از کثرت و سپاهشان بهره برداری نمی کنند.

حسین شهید

دین منهای سیاست بزرگترین خدمت به استکبار و بی خاصیت کردن دین است. لذا ما به حسین علیه السلام و درسهای عاشورا نیازمندیم؛ چه اینکه به ما آموخت که سیاست یعنی دنیای خود را بر مبنای دیانت استوار سازیم. ما به حسین بن علی نیازمندیم؛ به خاطر عبودیت، عدالت، آزادی، رهایی از جهل، شجاعت، محبت و سایر فضایل انسانی. از همین روست که او سفینه نجات و چراغ هدایت انسانهاست.

حسینی و حسنی؛ عاشقانه و عاقلانه

نه جنگ و نه صلح و نه سختگیری و نه مدارا هیچ کدام اصالت ندارند. بلکه مصلحت اسلام و حقوق مسلمین که گاه از طریق جنگ یا صلح به دست می آید اصالت دارد. وظیفه ما عمل به تکلیف بر اساس رضای شارع است. برای انجام تکلیف باید اصول ثابت دین و اوضاع متغیر زمانه را شناخت تا بتوان از فرصت ها به نفع اسلام و مسلمین بهره جست. لذا با کربلا باید عاقلانه و عاشقانه مواجه شد و اگر در جایی که باید حسنی عمل کنیم احساساتی بشویم و حسینی عمل کنیم یا بالعکس، رضایت خدا را جلب نکرده ایم. باید به عقل، جرعه ای عاطفه نوشاند تا عقل، خشک و بی ثمر در وادی عمل نشود و باید به عاطفه، جرعه ای از عقل نوشاند تا بصیرت و مصلحت و رضای خدا گم نشود.

عهد الهی؛ پیام کربلا

پیام عاشورا این است که عزم خود را در استقامت بر پیمان الهی جزم کنید و در به سرانجام رساندن آن از عاشورا الگو و مدد بگیرید. واقعه کربلا رقم خورد تا بر آیندگان حجت تمام شود؛ که در اوج مظلومیت و سختی نیز می توان وفادار به عهد و پیمان بود. تا به آیندگان یادآور شود که عهد و پیمان با خدا آن قدر سنگین هست که باید همه وجودت را در راه آن فدا کنی که تنها با استقامت بر عهد الهی است که می توان همه وجود خود را به دست آوریم و آزاد کنیم.

آری! داستان همه دلاور مردان عاشورا این بود که آنها حقیقت را شناختند و متوجه عهد خود با خدا شدند و به یاد آوردند که میان آنان و خدا پیمانی است. و دریافتند هر انسانی که با خدا عهدی بسته باید آن عهد را تصدیق کند و معنای تصدیقِ عهدِ با خدا این است که در هر مرحله از مراحل حیاتش، در هر کاری که باید انجام دهد و به هر راهی که باید برود، آیا او بر عهد خود با خدا باقی است یا خیر؟ و اکنون سوال این است که آیا میان ما و خدا و میان ما و حسین در پیشگاه خدا پیمانی وجود دارد یا خیر؟ مساله اساسی این است.

کربلا، در عرصه خصوصی و عمومی زندگی

زندگی یک عرصه خصوصی دارد و یک عرصه عمومی. عرصه عمومی آن، همان زندگی جمعی و اجتماعی است. باید اعتراف کنم که استقامت و حرکت حسینی مردم ایران در زندگی عمومی خود، علی رغم حجم عظیمی از هجمه های بیرونی و داخلی، به برکت ولایت، ستایش هر انسان منصفی را بدنبال دارد. و واقعا حیف است که بعد از کسب افتخار در زندگی عمومی (که اتفاقا بخش مشکل زندگی است) پای معرفت و عدالت و محبت و عبودیت در زندگی خصوصی و جهت گیری های فردی زندگی مان لنگ بزند.

امام حسین علیه السلام، امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی

امام امت (ره) آنگونه زیست که اگر قرار باشد برای چهره آسمانی حسین بن علی و برای تقریب به ذهن از مشی او نمونه ای و آینه داری صادق بیابیم، بی درنگ به سراغ او خواهیم رفت. شیعه در تاریخ، حسرت به دل مانده بود که ای کاش در کربلا حاضر بود و حسین را یاری می نمود و امام برای بسیاری یادآور کربلا بود. از همین رو منتظران فرصت را غنیمت شمردند و به عشق حسین به یاری خمینی (ره) برخاستند.

امام (ره) با انقلاب اسلامی به ما آموخت که گریه بر مظلوم باید فریاد بر ظالم باشد. و گریه بر حسین علیه السلام زمانی ارزش دارد که از دل آن حماسه بروید؛ حماسه ای که ظلم و ستم را از بین ببرد و عزت از دست رفته مسلمین را به آنان باز گرداند. روح خدا به ما آموخت که عاشورا فراتر از زمان است و هرجا که غوغای ظلم و فریاد مظلومی بپاست همانجا کربلاست. او حادثه عاشورا را حادثه ای به تاریخ پیوسته نمی دانست و همه ما را مخاطب عاشورا قرار داد و مردم را به شنیدن پیام عاشورا فراخواند.

قرائت حسینی و قرائت یزیدی از اسلام

خطر مهم معاویه و یزید این بود که اسلام و ظلم را با هم قابل جمع نشان می دادند. آنها از قاعده جبر برای سرپوش گذاشتن بر ظلم خود بهره می جستند و موفق شدند جمع اسلام و ظلم را به مردم بقبولانند. امام حسین با قیام خود، صرف نظر از اینکه پیروز شود یا شکست بخورد می خواست قرائت دیگری از اسلام (که همان اسلام ناب محمدی بود) را به نمایش بگذارد و نشان دهد که اسلام با ظلم و ذلت سازگار نیست و شما مردم در چگونگی سرنوشت خود نقش دارید.

لذا در امتداد کربلا، مبارزه نرم امام سجاد و زینب کبری سلام الله علیهما با یزید بر سر نقش افراد در تعیین سرنوشت و اعمالشان بود و نباید زشتی ها را به زمین خدا افکند و خود را تبرئه کنیم. لذا وقتی ابن زیاد پرسید «مگر “خدا” علی بن الحسین (علیه السلام) را نکشت؟!‌» امام پاسخ داد: «برادر بزرگتری داشتم که اسم او علی بود و “مردم” او را کشتند». و زینب کبری در پاسخ به یاوه گوئی های یزید که کشته شدن اباعبدالله و حاکمیت خود را دال بر حقانیت خود و باطل بودن امام عنوان کرد آیه ۱۷۸ آل عمران را تلاوت نمود:

وَ لَا یحَْسَبنَ‏َّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَیرٌْ لّأَِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِیزَْدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِین ‏(کریمه آل عمران/ شریفه ۱۷۸)؛ آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصور نکنند اگر به آنان مهلت مى ‏دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت مى‏ دهیم فقط براى اینکه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها، عذاب خوارکننده ‏است.

فقه و کربلا

در نگاه امام (ره) اسلام ناب دو ویژگی دارد که با آن می توان برای قیام حسین بن علی علیهما سلام علی رغم ظاهر آیاتی مثل؛ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَه (خود را به هلاکت و خطر نیندازید) توضیح فقهی ارایه داد:

اول اینکه اسلامِ ناب، همه ارزش ها را محترم می شمارد. و دوم همه ارزش ها در یک سطح نیستند و گاهی باید ارزشی را فدای ارزش بالاتری نمود. امام حسین جان و مال و ناموس ارزشمند خود را فدای ارزش بالاتری که همانا دین خدا است نمود.

قیام سید الشهدا عمل به یک تکلیف فقهی بود نه یک دستور خصوصی یا عرفانی صرف. بنابراین در امر به معروف و نهی از منکر تاثیر داشتن شرط است اما در امور مهمه که سکوت در برابر آن موجب هتک اسلام و تضعیف اعتقادات مسلمین می شود (ولو حرج داشته باشد و حتی اگر موثر نباشد و اثر فوری نداشته باشد) ملاحظه حرج و ضرر و اثر نداشتن، نمی شود؛ بلکه ملاحظه اهمیت می شود و اقدام واحب است.

فلذا نباید گفت عاشورا دلیل فقهی ندارد و عارفانه است. خیر بلکه باید گفت: «حسین عارفانه و عاشقانه به دستوری فقهی عمل کرده است».

آری! گاهی تکلیف در رساندن پیام است (هر چند آن را به کار نبندند) تا خط و مرزها حفظ شود و مانع مصادره ارزش ها به نفع ضد ارزش ها شود؛ مثلا زمانی که امام خمینی ره قیام کرد احتمال سقوط شاه قوی نبود اما باید مانع تعریف تشیّع با شاه پهلوی می شد.

تکلیف ما در برابر عاشوراء

حسین علیه السلام معلم انسانهاست. او هرگز به ابهام سخن نگفته است و اگر قفلی هست بر دل های ماست. تکلیف ما را سید الشهدا معلوم کرده است؛ یکفر بالطاغوت و یومن بالله؛ «قبول نکردن ظلم ذیل پرچم توحید و کرامت انسان، اساس عاشوراست» و همه جا و همه روز باید همینطور باشد. آنها که یومن بالله هستند اما یکفر بالطاغوت نیستند عاشق «غائب آل محمد اند» و نه «قائم آل محمد» اما آنان که یکفر بالطاغوت و یومن بالله هستند یار با وفای ولیعصر (عج) هستند.

شهادت ضامن حیات

حیاتِ همه ارزش ها در شهادت است. شهادت ضامن حفظ عزت، شرف، دین، آیین و وطن است. شهادت رمز پیروزی است؛ پیروزی دنیا و آخرت. امام حسین به شهادت عزت بخشید. شهادت حیات عند الرّب، و ورود به ضیافه الله است. و آنچه عرفا و فلاسفه با قلم علمی یافته اند شهداء با قدم عینی به آن رسیده اند. و در ضیافتی که اباعبدالله حضور دارد به شهدا اجازه ورود می دهند؛ که آن غیر از ضیافت های بهشتی است و آنچه در وهم من و تو و شما نیاید آن بود.

جوهره و مبانی عاشوراء

بیعت یا مساله حکومت، تنها دلیل وقوع کربلا نیست؛ مساله بر سر عدالت و کرامت انسان است؛ یعنی برای فهم چرایی کربلا باید به توحید و عدالت و معاد و کرامت انسان ارجاع داد. اینها مبانی کربلاست و دعوا دعوای فامیلی و سر حکومت نبود. اینها مبانی بنیادی تر کربلاست، به طوری که هر ظلمی، تبار تو را به یزید نزدیک تر و هر عدلی، تو را به حسین نزدیک تر می سازد.

توحید، عدالت، کرامت انسان و سایر ارزش ها جوهره عاشوراست. و آنها که تنها به اشکی و اظهار تاسفی و پهن کردن سفره و دادن طعامی قصه کربلا را پایان می بخشند در حاشیه کربلا قدم بر می دارند و هرگز به عمق دست نیافته اند و به اندک بهره ای بسنده کرده اند. اگر این مجالس هیچ ترسی در دل متجاوزین به حقوق بشر ایجاد نکند باید در اصالت آن تردید کرد. مشکل آنجاست که ما از حسین بن علی یاد می کنیم بدون اینکه از اهدافش یاد کنیم؛ یعنی بیشتر بر “مصائب عاشورا” گریه می کنیم و کمتر در “مسائل عاشورا” می اندیشیم.

زمانی مجالس حسینی رصایت بخش است که سرمایه قیام برای اقامه عدالت را فراهم کند و الهام بخش مواسات و همدردی با محرومان باشد و کانون همفکری برای رفع مشکلات فقیران و رسیدگی به احوال پابرهنگان باشد. باید احیاء کننده امر به معروف باشد. اینهاست ماحصل مجالس.

حسین علیه السلام؛ وارث پیام و مِحنت انبیاء

امام حسین بصیرِ مستبصرِ متقی است. و هر عالِمی که چنین باشد عالِم دین است. عالم دین وارث انبیا است و انبیاء در کمال علم و طهارت نفس، مجاهد با خَصم بوده اند. با حسین بودن دشوار است؛ چه در عاشورا چه در غیر عاشورا؛ “با حسین ها” باید هزینه پرداخت کنند. آنها نگران رذایل و دغدغه مند فضایل هستند. با حسین بودن گاه مال و گاه جانت را و گاه آبرویت را بر باد می دهد. همانطور که خود حسین (ع) نیز تنها، وارث پیام انبیا نبود؛ بلکه وارث رنج و محنت آنان نیز بود. عاشورا در پیام و قیام، تمام تاریخ انبیاء است؛ السلام علیک یا وارث آدم و نوح و موسی و… در این راه باید از عشق مدد جست.

عرفان و حماسه در کربلا

کربلا محل تلاقی عرفان و حماسه است و لذا مَطمع نظر عرفا و مبارزین است. امام حسین به ما آموخت که همه فضایل حتی عرفان و حماسه قابل جمع اند و عارف منهای حماسه “سالک” نیست، “کاسب” است و حماسه منهای عرفان تهوّر و انتقام و تشفّی خاطر است.

امام حسین نشان داد که عرفان به گوشه ای خزیدن نیست، همچنانکه فقط گوشه ای از زندگی نیست. خدا همه جا هست پس باید عرفان در همه جا؛ از مسجد تا جبهه و جنگ باشد. و این یعنی پهنه سجاده به اندازه پهنه کل عالم است. عرفان به خدا پیوستن است نه از خلق خدا بریدن. عرفان دل از دنیا کندن است نه بی تفاوت بودن نسبت به انسانها. عارف کسی است که راه رسیدن به خدا را از میان خَلق می داند؛ چه اینکه در مسیر تقرّب الی الله، ابوابی است که گشودن آن جز با کلید خدمت به خَلق، مبارزه با جهل و رویارویی با فساد، ممکن نیست.

آری! بی اعتنایی به پلیدی های بیرون انعکاس ناکامی در مبارزه با زشتی های درون است و اگر کسی خدا را بر درون خود حاکم ساخته باشد هرگز حاکمیت غیر خدا را در بیرون نمی پذیرد. خدای نماز و خدای روزه همان خدای اقدام برای اصلاح است. همان خدای امر به معروف و نهی از منکر است. حماسه اگر ریشه در عرفان و مبداء الهی داشته باشد مقدس است و الا یاریگر ستمگران و گریبانگیر ستمدیدگان خواهد بود. حماسه و جهاد شرط عرفان است و اصولا اگر نیزه به دست نیزه داران جبهه نباشد تسبیح در دست گوشه نشینان نیز نخواهد ماند.

امام حسین در متن زندگی

درک صحیح عاشورا در گسترش حُبّ و بُغض، از “اشخاص” به “افکار و رفتارهاست” و تنها با داشتن چنین نگرشی است که می توان امیدوار بود که حسین وارد متن زندگی شده است.

حسینی بودن؛ یعنی انتخاب اَحسن و با این تعریف، حسینی بودن و عاشوراء قابل تعمیم در همه ابعاد زندگی از صفر تا صد است و نه اینکه عاشورایی زیستن فقط در میدان جنگ تعریف و محصور گردد. خُرد و کلان زندگی همه ناشی از انتخاب است و حسینی زیستن یعنی انتخاب احسن.

مخاطب عاشوراء

اُنس با عاشورا آسان است؛ چون عاشورا آینه فطرت و فضیلت هاست و ماندگاری آن به ماندگاری فطرت است. هر کس مشتاق دیدار خداست، با حسین است؛ چون فرمود: «هر کسی مشتاق دیدار خداست، من صبح حرکت می کنم». برای مخاطب عاشوراء بودن، انسان بودن کافی است و نیازی به شیعه بودن و حتی متدین بودن هم نیست. اما شنیدن پیام او علیه السلام مشروط بر زدودن غبار و صفای دل است.

عاشورا تفسیر عظمت حیات انسان و برجسته ترین صحنه نمایش حضور خدا در زندگی آدمی است. آنگونه که اگر کسی بگوید: «فهرست و مجموعه تمام ارزش های تاریخ بشری از یک طرف و فهرست ضد ارزش های بشری در طرف دیگر در آن روز و در آن مدت معین بروز کرده است جای تردید نیست». تنها زمان حادثه کم است و انسان خیال می کند که حادثه یک روز و دو روز است. کمی زمان را نگاه نکنید، لحظات گاهی بوی ابدیت می دهند.

حیات در نگاه امام حسین علیه السلام

امام حسین حیات را در اتصال به ابدیت معنا می کرد و فرصت عمر را فرصت توشه گیری برای رهسپار شدن به سوی ابدیت می دید. حیات را که اینگونه معنا می کرد دیگر سختی ها به حساب نمی آمد. او چشم به ابدیت دوخته بود.حسین می خواست بگوید زندگی بدون خدا قابل تفسیر نیست. حسین در عاشورا زندگی را نباخت بلکه به عالی ترین درجه حیات دست یافت.

گوهر و جوهر حیات، کرامت انسان است و کرامت، امانت خداست. حسین با خون خود از امانت الهی پاسداری کرد و ما چقدر به این درس نیازمندیم. او قیمت کرامت را به بشر تفهیم نمود و چه بسیار از ما آدمیان که گوهر حیات را نشناخته به بازی گرفتیم و در گذر زمان آن را نه به خدا که به باد فنا سپردیم. ما بعد از حسین چه بهانه ای داریم که نسبت به کرامت حیات بی اعتنا بمانیم؟ حیات یعنی اینکه عالم محضر خداست و ما تنها، مخاطب خود را خدا بدانیم. این رشد حقیقی انسان را نشان می دهد که خودِ حقیقت او را در جاذبه خود قرار دهد نه لذت و الم، نه پاداش و نه ترس از مجازات.

اراده امام حسین؛ الگوی اراده ها

بسیاری از ما در اینکه باید چه کنیم مشکل نداریم. اما عمل ما، ما را از علم ما جدا می سازد. مشکل ضعف اراده است. اگر دغدغه مند حرکت به سوی امام حسین هستیم باید فاصله علم و عمل خود را با اراده کم کنیم. امام حسین در اراده ی قوی، الگوی ماست و اراده تا به خدا پشتیبانی نشود و متکی به او نشود قوی نمی شود. حسین علیه السلام می گفت: «می خواهم چون او می خواهد» لذا گفته های ابن عباس ها در خواست و اراده او بی تاثیر بودند.

عمده لذت های ما روی صبر در برابر لذت ها بنا نهاده شده و در غیر این صورت دریده شدن شخصیت ما خیلی به طول نخواهد انجامید. عاشورا به ما می آموزد محدود نباشیم و محدود نبینیم و بر ظرفیت وجودی خود بیفزاییم تا در برابر مشکلات یأس نگیریم و تسلیم نشویم. اراده قوی و ایمان و شاکر بودن اباعبدالله، در بین آن همه مشکل، الگویی است برای ما.

چه کنیم کربلا را بفهمیم؟

پاکی نطفه، لقمه حلال، دعای والدین، طهارت روح، معرفت و تدبر، اشک، دعا و توسل، قرائت قرآن به فهم کربلا کمک می کند.

قتلگاه

شاید قتلگاه می خواهد به ما بگوید نباید فقط در کربلا راه رفت و کربلا را روایت کرد بلکه باید باید در آن فرو رفت و غور کرد.

خیمه هایی که نسوختند

مهمترین خیمه ای که حسین در کربلا برپا کرده خیمه معرفت و عشق است و عمود این خیمه توحید است.

هرچه خیمه های ظاهری را بیشتر آتش زدند خیمه های باطنی کربلا یعنی معرفت و عشق همچون گوهری که هر چه بیشتر صیقل داده شده نورانی تر تابیده اند.

عاشوراء؛ پا به پای لیله القدر

روز عاشورا مثل لیله القدر ماه مبارک رمضان بود؛ تمام پیامبران و اوصیا و فرشتگان و بلکه بنا بر اخبار در عالم ذر همه توجه کردند. و نیز از امام صادق علیه السلام است که نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همّه لنا عباده؛ هر کس بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود نفس های او تسبیح و غمش عبادت است. (امالی شیخ مفید ص ۳۳۸) و این دست سخنان از جنس حرف هایی است که ما در ماه مبارک رمضان می شنویم.

شیطان در کربلا

شیطان در کربلا با همه قدرتش آمد لذا در کربلا وقایعی رخ داده که عرب یاد ندارد؛ از جمله تازاندن اسب ها بر بدن ها، بردن انگشتر با انگشت، کندن گوشواره با گوش و…

ابالفضل؛ اتمام و اکمال کربلا

همانطور که اکمال و اتمام دین به علی علیه السلام است اتمام و اکمال کربلا هم به ابالفضل العباس است؛ چه اینکه تجلی معرفت و عشق به ولایت در او نمود یافت.

حج تمام!

معروف است که حسین بن علی علیه السلام حج را ناتمام رها کرد اما واقعیت این است که حج حسین تمام بود نه نیمه تمام با این تفاوت که قربانیش قربانی دیگری و منایش منای دیگری بود. و بلکه هیچ حجی تمام و کمالش به پای حج او علیه السلام نمی رسد.

اشتراک و افتراق کربلا و عرفان

اشتراک عرفان و عاشورا در “عشق” و حد فاصل آنها “خون و چکاچک شمشیرها” است. عرفان به گوشه گیری و ارتباط با خدا و کاری با خلق و سیاست نداشتن شهره بود اما حسین بن علی در شبی که با قرآن و دعا و اشک و سوز و آه گذراند و روزی که به خون و چکاک شمشیرها رضای خدا را جستجو کرد عرصه جدیدی به روی عرفان و عارف گشود.

او نشان داد که عرفان فقط خلوت با خدا نیست بلکه عرفان خون دل خوردن برای مستضعفین است و مفاهیمی مثل جهاد و حماسه و سیاست به عرفان اضافه شد. حسینی بودن سخت است و باید خون دل بخوری لذا رهروانش هم کم اند و تا نتوانی خون دل بخوری نمی توانی در چکاچک شمشیرها بپذیری که خونت بر زمین بریزد و به عبارت دیگر «برون» جلوه ای از «درون» است.

منبع اصلی: کتاب «بی واسطه با امام حسین» تالیف احسان بابایی- سخنرانی های دکتر حسن بلخاری

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 

پنج × 4 =



طراحی سایت در اصفهان
طراحی سایت در اصفهان
 توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715